|
|
در پرشكي, پرتو فرا بنفش را به سه باند A,B,C تقسيم بندي مي كنند. زيرا خواص فيزيو لوژيكي هر كدام متفاوت است. اين تقسيم بندي عبارتند از: UV-A 320-390 nm UV-B 280-320 nm UV-C 180-280 nm بيشترين خــطرات بيو اوژيك شناخته شده تشعشع فرا بنفش(UVR) در طول موجهاي200-320 nm رخ مي دهد.( يعــني منطقه C (180-280 nm) و منطقه B(280-320 nm) ) اين منطقه را Actinicمي گويند. نورخورشــيد منبع اوليه اشعه فرابنفش ( UV ) است كه مي تــــواند به بافت هاي چشم آسيب برساند. نتايـــج حاصل از بسياري تحقيقات پيشنــهاد مي نـــــمايد كـه صــرف نمــــودن ساعات طولاني در زيــر نورخــورشيد بــــدون حــفاظت از چــشم ها ( EyePrtection ) شانس توسعـه بيماريهاي چــشم را افــــزايش مي دهد. تابش گيري از اشعه فــرابنفش موجب اثــــرات زود رس همچــــون قرمزي چشم ( Redness )، ورم ملتحمــه ( كونژنكتيويت Conjunctivitis ) و ورم قرنيــــه ( كراتيت Keratitis ) مي گردد. قرمزي چشم در اثر اتساع عروق سطحي ملتحمــه چـــشم ايجاد مي گردد. هنگاميكه عروق سطحي مـلتحمــه چشم متسع گردد حجم خود در قسمت سطحي چشم افزايش يافته و موجب قرمزي چشم، احساس گــــرمي در چشم و تــحــريكات چشم مي گردد. اين عارضـه در اثر تابش اشعه فرابنفش به چشم مــمـــكن است بطـــور زود رس در اثر تابش فرابنفش ايجاد گردد.
التهــاب و ورم ملتحمــه و قرنيــه بطــور توام را كراتــــوكونژنكتيويت مي گويند. يكي از عوامل ايجادكننده، تابش گيري چشم از تشعشعــــات، از جمله اشعه فرابنفش مي باشد، كه در آن صورت به آن فتوكراتوكـــونژنــكتيويــت مــي گوينــد. فتوكراتوكونژنكتيويت يك نتيجه آزاردهنده ويژه تابش حاد خورشيد به چشم ها مي باشد. اين مسئله در كــوهستان در هـواي آفـتابي كه سطح زمين پوشيده از برف باشد به شدت اتـــفاق مي افتد، به همين خاطر به فتوكراتوكونژنــكتيويـت، نابينايي ناشي از برف ( Snowblindness ) مــي گوينـد. نــابينايي ناشـي از برف ضرورتـــاً يك آفتـــاب سوختگي بر روي سطح چشم مي باشد ( يعني قرنيه و ملتحمه چشم ). در نابينايي ناشي از برف سمپتوم ها عبارتند از: قرمزي چشم ها و احساس شن ريزه در چشم ( gritty feeling ) كه موجب درد و عدم تحمل نور مي گردد. خورشيد و برف يك تركيب ايده آل براي ايجاد نابينايي ناشي از برف مي باشد. برف يك مــنـعكس كنــنـده قابل ملاحظه اشعه فرابنفش UVR مي باشد و تــركيب نورخورشيد مستقيم و نور بازتاب يافته خورشيد از سطح برف براي چشم هاي بدون مــحافظت يك اثــر مــضاعــف ايــجاد خــواهــد نمـــــود. بنــابرايــن اسكي بازان هنگام اسكـــي بايــستي چشم هايشان را بدقت محافظت نمايند. همچنين افرادي كه به مــوج سواري مي پردازند، بايد از چشم هايشان مـــراقبت نمايند. دز بازتاب شده از سطح آب مـــي تواند اثـــر متشابــــه اي با نور انعكاس يافته از برف داشته باشد.
آسيب UVB به چشم ها تجـــمعي است. بنابراين شروع محافـــظت از چشم ها براي مردم در هيچ زماني دير نيست. هــــمچنين اشعه فرابــنفش در درازمدت موجب ضـــايعات ديررس شبه ناخنك ( Pinguecula )، ناخنك ( Pterygium )، و آب مــرواريـد ( Cataract ) مي گردد. پيش ناخنك ( Pinguecula )، يك بـــــرجستگي ضخيم شده ملتحمــه چشم است كه به شكل سه گوش معمولاً در سمت نازال قرنيه واقـع شده است كه اين سه گوش به سمت نازال و راس آن به سمـــت قرنيه است. در صورتيكـــه پيش ناخنك پيشرفت كند و تا روي قرنيــه پيش رود در آن صورت به ناخنك Pterygium مي گويند. پــيش ناخنك و ناخنك به شـــكــل تـــوده هاي سفيــد يا زرد رنگ بـا عــروق خوني بر روي آنها ظاهــر مي شوند. آنها در آب و هــواي حاره و گرم كــه مردم ساعات زيادي را در خارج منزل به سر مــي برند بطــور شايع وجـــود دارند. افراد مبــــتلا تحـت تابش نورخورشيد و اثرات مضر اشعه فرابنفـــــش قرار مي گيرند. پيش ناخنك معمولاً موجب ســـمپتوم نمي گردد. بطور گهگاه آنها ممكن است موجب تحريك و سوزش چشم گردند يا از نظر ظاهري براي فرد خوشايند نباشد. اگر ناخنك در حال رشد و پيشرونده باشد و يا اگر ضايعه اي نزديك محور بينايي قرار داشته باشد، يك جراحي ساده جهت برداشتن آن لازم است. متاسفانه عود مجدد ناخنك شايع مي باشد بنابراين غالباً همراه جراحي تابش بتا ( Beta Radiation ) نيز بكار مي رود تا اعتمال عود مجدد را به حداقل برساند. كاتاراكت نوعــي از آسيــب هاي چـشمـي است كـــه موجب فقدان شفـافـيت عـــدسي چـشم و در نتــيجــه بـيـنايي مــه آلـود clouding vision مي گردد. تصــور بــر ايــن است كــه تابـــش نـــور فرابنفش مي تواند منجـــر به تسريـــع در وقـــوع دژنـراسيون مـاكــولايــي وابستـــه به سن age- Related Macular Degeneration گردد. در اين خصوص، نظرات متفـــاوتي مطرح است. بر طبق نتايج حاصل از يك مطالــعــه اخير محققين فرانسوي 2584 فرد ساكن شهر sete را مورد مطالعه قرار دادند. آنها پرسشنامه اي راجع به پرتوگيري از نور ( light exposune ) تهيه نمودند كه توسط افراد كامل مي گرديد و همچنين فتوگرافي به وسعت پنجاه درجه از ته چشم((Fundus اين افراد فراهم گرديدتا جهت ارزيابي وجود دژنراسيون ماكولايي ناشي از كهولت AMD(Aging Macular Degenertion ) زودرس و دير رس استفاده گردد.نتايج نشان داد كه AMD به طور معني دار به پرتو گيري نور بستگي ندارد.آنهايي كه گاهي در ساعات فراغت تحت تابش نور خورشيد قرار مي گيرند و آنهايي كه تحت تابش دز خورشيدي زياد محيط واقع مي شوند هر يك خطر كم ناهنجاريهاي رنگدانه اي (Pigmentary (AbnormalitiesوAMD اوليـــــه را نشان مي دهند. محققين همچنين در يافتند كه آن اشخاص كه بطور منظم از عينك آفتابي استفاده مي كرده اند آسيب كمتري را در خصوص دروزن نرم ( (Soft Drusenمي بينند. از آنجائيكه دروزن نرم و ناهنجاريهاي رنگدانه اي بدون سمپتوم هستند لذا احتمال تورش(Bias) -كه همراهي و بستگي تغييرات تابش در خورشيد و علائم اوليه AMD را تحت تاثير قرار دهد- وجود ندارد.بر اساس نتيجه گيري اين چنين مي توان گفت كه اين مطالعه از اثر زيان آور تابش نور خورشيددر AMD حمايت نمي كند.همراهي منفي بين تابش خورشيدي فضاي باز و علائم اوليه به بررسي ها و مطالعات بيشتري احتياج دارد.ملانوماي داخل چشمي (Iutraocular (Melanoma يك سرطان چشم مي باشدكه تابش گيري زياد علاوه بر اثرات مخرب ديگراز جمله فتو گراتيت و كاتا راكت مي تواند اين سرطان چشم را نيز موجب گردد. منبع: www.irphysics.blogfa.com |
|